<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>جغرافیای اجتماعی شهری</title>
    <link>https://jusg.uk.ac.ir/</link>
    <description>جغرافیای اجتماعی شهری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی احساس امنیت زنان در فضاهای شهری (مطالعه موردی: محلات منطقۀ چهار شهر کرمان)</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5324.html</link>
      <description>مقدمه: امنیت یکی از نیازهای اساسی و اولیه انسانی به شمار می&amp;amp;shy;رود، به&amp;amp;shy;گونه ای که نبود یا فقدان امنیت علاوه بر اینکه هزینه&amp;amp;shy;های مادی و معنوی فراوانی بر جوامع تحمیل می&amp;amp;shy;کند موجبات احساس ناامنی را در بین اقشار مختلف جامعه فراهم می&amp;amp;shy;آورد. در این میان ایجاد امنیت برای زنان که به عنوان سرمایه&amp;amp;shy;های اجتماعی &amp;amp;nbsp;جوامع محسوب می&amp;amp;shy;شوند باعث رسیدن به توسعه و پیشرفت همه جانبه می&amp;amp;shy;شود. از این رو هدف از تحقیق حاضر، بررسی احساس امنیت زنان در بین محلات منتخب منطقه 4 شهر کرمان می&amp;amp;shy;باشد.داده و روش: نوع تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی است و در تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدل &amp;amp;nbsp;WASPAS استفاده شده است که یک تکنیک جدید با کارایی و اثربخشی بالا در فرایند تصمیم&amp;amp;shy;گیری می&amp;amp;shy;باشد. در این مدل هر چه مقدار &amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp;بیشتر باشد رتبه بالاتری را به خود اختصاص می&amp;amp;shy;دهد.یافته‌ها: محلۀ سرآسیاب با کمترین احساس امنیت برای زنان، در رتبه اول و محله‌های سرباز و توکل‌آباد به ترتیب در جایگاه‌های دوم و سوم قرار گرفته‌اند. محله سرآسیاب با مقادیر &amp;amp;lambda;=0.769 و Qi=0.77 رتبه اول، محله سرباز با &amp;amp;lambda;=0.997 و Qi=0.695 رتبه دوم و محله توکل‌آباد با &amp;amp;lambda;=0.846 و Qi=0.416 رتبه سوم را از نظر ناامنی برای زنان به خود اختصاص داده‌اند. مشکلاتی چون مهاجرت گسترده، بافت فرسوده و روشنایی نامناسب و...، این محلات را به مکان‌هایی ناامن برای زنان تبدیل کرده است.نتیجه‌گیری: محلۀ سرآسیاب از نظر احساس امنیت زنان شرایط پایین&amp;amp;shy;تری را دارا بوده و محله توکل&amp;amp;shy;آباد از نظر احساس امنیت برای زنان شرایط بهتری نسبت به دو محله دیگر دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تاثیر سبک زندگی طبقه خواص در شکل‌گیری کالبد معماری اواخر دوره قاجار (نمونه موردی: ساختمان‌های مسکونی شهر تهران)</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5109.html</link>
      <description>سبک زندگی، نتیجه انتخاب‌های فرد به منظور معرفی خویشتن است و در این راستا خانه به عنوان محل سکونت انسان، بازتابی از شیوه زندگی ساکنان آن می‌باشد. هدف پژوهش حاضر، بازشناسی مولفه‌های فرهنگی در معماری خانه‌های اعیانی شهر تهران در اواخر دوره قاجار با توجه به سبک زندگی طبقه اعیان و بررسی تغییرات کالبدی معماری بناهای مورد مطالعه است. دو پرسش مطرح بدین صورت است که: معماری خانه‌های اعیانی شهر تهران در اواخر دوره قاجار، با توجه به سبک زندگی طبقه اعیان، دارای چه تغییرات کالبدی بوده است؟ و معماری خانه‌های اعیانی شهر تهران در اواخر دوره قاجار، با توجه به سبک زندگی طبقه اعیان، متاثر از چه مولفه‌های فرهنگی و اجتماعی بوده است؟.روش‌شناسی:پژوهش از نوع بنیادین می‌باشد و به شیوه‌ای ترکیبی با ماهیتی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. اطلاعات به روش اسنادی و نیز از طریق برداشت میدانی به شیوه پیمایشی گردآوری شده، سپس داده‌ها توسط نرم‌افزار A-Graph تحلیل و بر مبنای استدلال منطقی، ارزیابی شده است.یافته‌ها:یافته‌های پژوهش بیان‌گر سکونت طبقه اجتماعی مورد نظر در دو گونه مسکن درون‌گرا و برون‌گرا طی یک دوره زمانی می‌باشد. بررسی سبک زندگی اقشار مختلف تحت تاثیر جایگاه طبقاتی آن‌هاست و ظهور فضاهایی همچون هال مرکزی و سرسراهای متعدد، جایگزین حیاط‌های مرکزی به‌ویژه در کوشک‌ها و کاخ‌ها شده است.نتیجه‌گیری:نتایج پژوهش حاکی از آن است که میزان تعاملات اجتماعی در خانه‌های درون‌گرا پایین بوده اما سطح آن‌، متناظر با خانه‌های برون‌گراست و نفوذ فرهنگ وارداتی، منجر به تغییر در نحوه محرمیت فضاها نشده است. خانه‌های برون‌گرا مهمان‌پذیری بالاتری دارند و می‌توان آن‌ها را خانه‌های مناسب‌تری جهت برگزاری مهمانی‌ها تلقی نمود.کلیدواژه‌ها: تهران، خانه‌های تاریخی، سبک زندگی، طبقه خواص، قاجار.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین رابطه بین شهروندی هوشمند با شهروندی بوم‏ شناختی (مورد مطالعه: شهروندان شهر ارومیه)</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5111.html</link>
      <description>مقدمه: شهروندی نوعی قرارداد اجتماعی است که دستیابی به رفاه و امنیت در سطح جامعه را تضمین می‌کند و این که افراد در جامعه چگونه باید رفتار کنند تا به این هدف برسند از موضوعات ضروری مورد توجه آن است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین شهروندی هوشمند با شهروندی بوم&amp;amp;rlm;شناختی است و به این منظور شهروندان شهر ارومیه را مورد مطالعه قرار داده است.داده و روش: روش پژوهش مورد استفاده پیمایشی و ابزار جمع&amp;amp;rlm;آوری داده&amp;amp;rlm;ها پرسشنامه است. سوالات پرسشنامه برگرفته از سوالات بکار رفته در پژوهش های پیشین در موضوع تحقیق می باشد. جامعه آماری پژوهش شهروندان 18 تا 70 سال شهر ارومیه است که 411 نفر از آنها با استفاده از روش نمونه&amp;amp;rlm;گیری تصادفی سهمیه بندی شده، به عنوان نمونه انتخاب و بررسی شدند. اطلاعات مورد نیاز جمع آوری شده و پس از کدگذاری اولیه پاسخ ها در پرسشنامه و ورود داده ها به نرم افزار آماری spss ، بوسیله آزمون‌های مناسب با سطح سنجش متغیرها، تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان&amp;amp;rlm;می‌دهد میزان همبستگی شهروندی هوشمند با شهروندی بوم&amp;amp;rlm;شناختی برابر 364/0 درسطح اطمینان 99 درصد، است که رابطه مثبت و معنی&amp;amp;rlm;دار بین متغیرها را نشان می دهد. طبق یافته ها مولفه های رفتارهای محیط زیستی شخصی و حفاظت از منابع طبیعی متغیر شهروندی بوم&amp;amp;rlm;شناختی و همچنین سن افراد، با شهروندی هوشمندی رابطه معنادار و مستقیم دارند. همچنین میانگین متغیر شهروندی هوشمند براساس جنسیت، سطح تحصیلات، وضعیت شغلی افراد، میزان سطح درآمد و وضعیت تأهل متفاوت است. نتیجه‌گیری: شهروندی بوم&amp;amp;rlm;شناختی، سن و تحصیلات متغیرهای توانمند برای پیش&amp;amp;rlm;بینی شهروندی هوشمند هستند و با توجه به رابطه این متغیرها با یکدیگر سرمایه گذاری و توسعه هریک از این متغیرها می تواند به بهبود و توسعه متغیر دیگر منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مدیریت و رفتار پسماند و رابطه آن با ساختار جمعیت و سکونت در شهر ورامین</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5112.html</link>
      <description>مقدمه:زباله‌های شهری با نرخ هشداردهنده‌ای تولید می‌شوند و اگر به درستی مدیریت نشوند تأثیرات جبران‌ناپذیری بر محیط‌زیست و سلامت انسان خواهند گذاشت. در شهر ورامین که محدوده مطالعاتی این تحقیق است روزانه ۱۸۶ تن پسماند جمع‌آوری می‌شود. هدف این مقاله ارزیابی مدیریت و رفتار پسماند شهری و دریافت این مفهوم است که آیا مدیریت و رفتار پسماند همبستگی و نیز ارتباط فضایی با ساختار جمعیت و سکونت دارد؟ روش‌شناسی:این تحقیق توصیفی-تحلیلی با استفاده از داده‌های پیمایشی که از نمونه آماری سرپرستان خانوار با ابزار پرسشنامه گردآوری شده انجام گرفته است. برای تحلیل داده‌ها از آزمون تی‌تک‌نمونه‌ای، محاسبات آماری در نرم‌افزار SPSS ، ابزارهای Interoplation-IDW و Extract Multi Variables to Point و Fuzzy Overlay در Arc GIS استفاده شده است.یافته‌ها:ارزیابی مدیریت و رفتار پسماند در مجموع شاخص‌ها رقم میانگین 13/3 از دامنه ارزیابی 5-1 را به‌دست داد که بیانگر سطح متوسط است. نزدیک به سه چهارم خانوارها در خصوص شاخص‌ها، رفتار میانه‌ای داشته و در طیف بسیار نامطلوب یا بسیار مطلوب درصد ناچیزی (که نزدیک به صفر است) به‌دست آمد. لبه‌های جنوبی و جنوب‌غربی شهر وضعیت نامناسب‌تری به لحاظ مدیدیت پسماند ارائه می‌دهند. همبستگی معنی‌داری میان کیفیت مدیدیت و رفتار پسماند با 7 شاخص جمعیتی-سکونتی منتخب مشاهده نگردیده و بالاترین میزان همبستگی تنها رقم 22/0+ در درصد افراد باسواد به‌دست آمد. به لحاظ توزیع فضایی، گرچه تفاوت چندان قابل توجهی در وجوه اشتراک متغیرها دیده نمی‌شود اما در هسته مرکزی شهر این اشتراک بالنسبه بیشتر است. نتیجه‌گیری:گرچه هم در مدیریت و هم در رفتار شهروندی کاستی‌های زیادی وجود دارد امّا در مجموع، ضعف‌ها در شاخص‌های مدیریتی بیشتر است تا شاخص‌های رفتار. از این رو ضمن توجه به آموزش‌های شهروندی، سرمایه‌گاری در روزآمد سازی ماشین‌آلات و تجهیزات و نظام مدیریت پسماند ضرورت آنی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر درآمدهای نفتی بر افزایش حاشیه‌نشینی در اطراف تهران (مطالعه موردی: مناطق حاشیه‌ای مرتضی‌گرد و قیام‌دشت)</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5113.html</link>
      <description>مقدمه: این تحقیق به بررسی تأثیر درآمدهای نفتی بر قیمت مسکن و درآمدهای بخش خدمات و کشاورزی در بازه زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰ می‌پردازد. روش‌شناسی: در مرحله اول، اثر درآمدهای نفتی بر قیمت مسکن و درآمدهای بخش خدمات و کشاورزی بررسی شده و سپس، تأثیر این متغیرها بر افزایش جمعیت در مناطق حاشیه‌ای با استفاده از آزمون همبستگی تحلیل شده است. این پژوهش بر اساس فرضیه "بیماری هلندی" در کشورهای دارای منابع طبیعی صورت گرفته است.یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان می‌دهد که درآمدهای نفتی تأثیر مثبت و معنی‌داری بر قیمت مسکن و بخش خدمات دارند، اما تأثیری معنادار بر درآمد بخش کشاورزی مشاهده نمی‌شود. همچنین، در مرحله دوم تحقیق، قیمت مسکن تأثیر مثبتی بر افزایش جمعیت در مناطق مرتضی‌گرد و قیام‌دشت دارد، در حالی که کاهش درآمد بخش خدمات موجب افزایش حاشیه‌نشینی می‌شود. بخش کشاورزی نیز تأثیری بر حاشیه‌نشینی نشان نمی‌دهد.نتیجه‌گیری: در مجموع، در بازه زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰، با افزایش درآمدهای نفتی، میزان حاشیه‌نشینی در اطراف تهران افزایش یافته است. این یافته‌ها از فرضیه "بیماری هلندی" در مورد کالاهای غیرمبادله‌ای مانند مسکن و خدمات حمایت می‌کند، اما در مورد کالاهای مبادله‌ای مانند کشاورزی صادق نیست. بنابراین، افزایش درآمدهای نفتی از طریق افزایش قیمت مسکن و خدمات منجر به افزایش حاشیه‌نشینی در مناطق اطراف تهران شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه مقایسه ای آسیب های اجتماعی ساختاری، رفاهی و جرم زا در شهر تهران</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5114.html</link>
      <description>مقدمه : تنوع گسترده آسیب های اجتماعی در شهر تهرا ن، لزوم توجه به طبقه بندی و مطالعه مقابسه ای آنها را از جهات مختلف شکلی ، ساختاری و ماهوی بیشتر می کند .این طبقه بندی کاربست راهبردها و راهکارهای مدیریتی را برای برون رفت از معضلات اجتماعی شهری را مشخص تر و مفید تر می سازد.داده و روش : این مقاله با استفاده از روش تحقیق کیفی به بررسی این مسئله پرداخته است و داده ها و اطلاعات آن با استفاده از روش مصاحبه عمیق جمع آوری شده اند. یافته ها : یافته ها نشان داده است که که این سه دسته آسیب در شهر تهران در یک نظام لایه ای در مولفه های شکل و ماهیت ، سطح وقوع جامعه شناختی ، فضا و مکان جغرافیایی ، وضعیت نهادینگی ، ارتباط با آسیب های دیگر و راهبردها و راهکارها ویژگیهای متمایزی دارند. آسیب های رفاهی ماهیت اقتصادی دارند ؛ عمدتا در سطح مناطق شهری ظاهر و به بخشی از هویت آنها تبدیل شده اند و نسبت به دو دسته آسیب دیگر ماهیت کانونی دارند. آسیب های ساختاری ماهیت اجتماعی دارند و جامعه محورند ، عمدتا در سطح کل شهر رخ داده اند و نسبت به دو دسته دیگر آسیب ها پیچیده ترند. آسیب های جرم زا غالبا ماهیت فردی دارند ، در سطح خرده مکان ها مانند محله ها رخ داده اند و در تمایز با دو دسته دیگر بیشتر ناشی از علل فردی اند.نتیجه گیری : نتایج مقاله حاکی از این است که مداخله و کنترل آسیب های اجتماعی در ایران و به طور خاص شهر تهران مستلزم شناخت این تفاوت ها و اتخاذ رویکردهای مدیریتی مناسب است؛ بطوریکه بین اتخاذ رویکردهای مدیریتی و ماهیت هر یک از این سه طبقه اسیب اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فضایی ادراک شهروندان از مؤلفه های توسعۀ گردشگری هوشمند(مطالعه موردی: شهروندان شهر اهواز)</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5115.html</link>
      <description>مقدمه: میزان آگاهی و ادراک شهروندان در بخش‌های مختلف شهر اهواز از مفهوم و مؤلفه‌های گردشگری هوشمند یکی از پیش‌نیازهای تحقق این نوع گردشگری است. داده و روش: پژوهش حاضر کاربردی و از لحاظ روش‌شناسی"توصیفی-تحلیلی" است. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه است. جامعه آماری شامل شهروندان شهر اهواز (زن و مرد) در محدوده سنی 15 سال به بالا(887280 نفر) است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 400 نفر و روش نمونه‌گیری نیز طبقه‌ای نسبی و در دوازده محله منتخب(دارای تنوع بافت، سطح کیفیت زندگی، ویژگی‌های اجتماعی و اقتصادی و غیره) توزیع گردید. جهت تحلیل داده‌ها از نرم افزارهای spss، GIS و روش Cocoso استفاده شده است. یافته‌ها: بر اساس نظریه‌های پذیرش فناوری ناهمگونی در سطح آگاهی و ادراک شهروندان از مفهوم گردشگری هوشمند در سطح محلات مختلف شهر اهواز وجود دارد به طوری که در محله‌های با سطح کیفیت زندگی بالاتر، شهروندان اطلاعات، آگاهی و ادراک بالاتری نسبت به مزایا و کاربردهای گردشگری هوشمند دارند و در محله‌های با سطح کیفیت زندگی پایین‌تر از جمله محلات فرسوده و حاشیه نشین، آگاهی و ادراک پایین‌تری مشاهده می‌شود. نتایج روش Cocosoنشان داد که میزان ادراک و آگاهی شهروندان نسبت به مؤلفه‌های گردشگری هوشمند در محله‌های مختلف شهر اهواز، دارای تفاوت‌های قابل توجهی است. در واقع رتبه‌بندی محلات مورد مطالعه براساس سطوح مکانی از غنی به فقیر است. نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نقش تفاوت‌های مکانی در تفاوت سطح ادراک شهروندان نسبت به گردشگری هوشمند را تایید می‌کند و می‌توان گفت که سطح ادراک شهروندان نسبت به گردشگری هوشمند از مکان‌ها و محله‌های با سطوح بالاتر به سمت مکان‌ها و محله‌های سطوح پایین‌تر تغییر پیدا می‌کند. بنابراین، توسعه گردشگری هوشمند در شهر اهواز، مستلزم توجه به این تفاوت‌ها و اجرای برنامه‌هایی برای کاهش شکاف دیجیتالی و افزایش آگاهی و پذیرش فناوری‌های گردشگری هوشمند در همه محله‌های این شهر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و تحلیل مؤلفه های سرمایۀ اجتماعی و نقش آن در تأمین امنیت (مطالعۀ موردی: شهر بم)</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5116.html</link>
      <description>مقدمه: سرمایه اجتماعی به عنوان مجموعه‌ای از روابط و هنجارهای اجتماعی که اعتماد، انسجام، مشارکت و آگاهی اجتماعی را شامل می‌شود، نقش کلیدی در تأمین امنیت جوامع ایفا می‌کند. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی و تأمین امنیت در شهر بم انجام شده است.داده و روش: روش تحقیق به کار رفته در این مطالعه، توصیفی-تحلیلی و داده‌ها از طریق پرسشنامه‌ای مبتنی بر مقیاس پنج درجه‌ای لیکرت جمع‌آوری شده‌اند. نمونه آماری شامل 384 نفر از شهروندان بالای 15 سال شهر بم بوده که به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای انتخاب شده‌اند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و اجرای آزمون‌های آماری T-Test و رگرسیون چندمتغیره انجام شده است. یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهند که ضریب همبستگی چندگانه برای متغیر تأمین امنیت برابر با 0.23 است که بیانگر ارتباط معنادار بین مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی (اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی و آگاهی اجتماعی) و تأمین امنیت است. نتایج آزمون‌های آماری نیز نشان می‌دهند که مشارکت اجتماعی و اعتماد اجتماعی بیشترین تأثیر را بر امنیت داشته‌اند، در حالی که آگاهی اجتماعی و انسجام اجتماعی نیز به طور معناداری با امنیت مرتبط هستند. با این حال، برخی شاخص‌ها مانند اعتماد به وعده‌های مسئولین و مشارکت در حفظ و سالم‌سازی محله نیاز به بهبود دارند.نتیجه‌گیری: تقویت مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی می‌تواند به عنوان یک استراتژی کلیدی در سیاست‌گذاری‌های تأمین امنیت در شهر بم مورد توجه قرار گیرد. بهبود اعتماد عمومی، افزایش مشارکت اجتماعی و ارتقای آگاهی اجتماعی از جمله راهکارهایی هستند که می‌توانند به ایجاد جامعه‌ای امن و پایدار کمک کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدیریت بحران زلزله با محوریت تخلیه اضطراری در محلۀ پامنار بافت قدیم شهر کرمان</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5138.html</link>
      <description>مقدمه: تخلیّه‌‌ی اضطراری افراد نجات یافته از بلایا که در منطقه تحت تأثیر مخاطره واقع شده‌‌اند، یکی از راهبردهای عمومی و فعّالیّت‌‌های اصلی در مدیریت بحران ناشی از حوادث غیرمترقّبه به شمار می رود و از نخستین مراحل مدیریت بحران به شمار می‌‌رود که باید در کمترین زمان ممکن انجام شود، چراکه سرعت در جابه جا کردن آسیب‌‌دیدگان، می‌‌تواند تأثیر بسزایی در کاهش نرخ مرگ ومیر ناشی از وقوع مخاطره داشته باشد. لذا هدف این تحقیق مدیریت بحران زلزله با محوریت تخلیه اضطراری در محله پامنار بافت قدیم شهر کرمان می‌‌باشد.داده و روش: روش انجام این پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده که اطلاعات آن از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی، گردآوری شده است. در این پژوهش عوامل موثر در تخلیه اضطراری هنگام زلزله در محله پامنار بافت قدیم مورد بررسی قرار خواهد‌‌گرفت و برای تجزیه و تحلیل داده‌‌ها و همچنین به منظور ارزیابی نهایی از مدل‌‌‌‌یابی در محیط Arc Map استفاده شده است.یافته‌ها: اولویت‌‌های تخلیه اضطراری این محله هنگام بحران زلزله شناسایی شده اند، بدین صورت که اولویت اول تخلیه اضطراری 22/23 درصد (مساحت 84477 مترمربع)، اولویت دوم 56/21 درصد(مساحت 78416 مترمربع) و اولویت سوم تخلیه اضطراری محله پامنار 34/36 درصد (مساحت 132185 مترمربع) از مساحت اشغال شده را به خود اختصاص داده اندکه مجموعا 81 درصد (مساحت 295078 مترمربع) از محله پامنار بافت قدیم شهر کرمان در زمان وقوع زلزله نیاز به تخلیه اضطراری دارند.نتیجه‌گیری: با توجه به درصد بالای آسیب‌پذیری، ضرورت دارد که برنامه‌ریزی دقیق، سریع و عملیاتی برای تخلیه اضطراری این منطقه در دستور کار مدیران بحران قرار گیرد. شناسایی اولویت‌های تخلیه، می‌تواند به کاهش تلفات انسانی و افزایش اثربخشی اقدامات امدادی کمک کند.نتایج نشان می‌دهد که آمادگی پیشگیرانه و طراحی مسیرهای تخلیه، نقش حیاتی در مدیریت بحران زلزله دارد و باید به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از سیاست‌های شهری در مناطق بافت قدیم لحاظ شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جامعه‌شناختی رابطه بین احساس امنیت اجتماعی و بزهکاری در جامعه شهری قزوین (موردمطالعه: نوجوانان 19-15 سال)</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5219.html</link>
      <description>مقدمه: بزهکاری نوجوانان یکی از ناهنجاری‌های اجتماعی است که امروزه به اشکال مختلف و وسیع‌تری در سطح جهان رو به افزایش است. از آنجایی که نوجوانان آینده سازان هر جامعه‌ای هستند، توجه به این قشر در معرض آسیب، بسیار ضروری است. در این راستا، پژوهش حاضر نیز با هدف بررسی جامعه‌شناختی رابطه احساس امنیت اجتماعی و بزهکاری در بین نوجوانان شهر قزوین انجام شده است. داده و روش: روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش، پیمایش بوده و جامعه آماری آن را نوجوانان 19-15 سال شهر قزوین به تعداد 24318 نفر تشکیل می دهند و 380 نفر از آن‌ها به عنوان نمونه آماری پژوهش از طریق فرمول کوکران انتخاب گردیدند. شیوه نمونه‌گیری از نوع طبقه‌ای تصادفی متناسب با حجم بوده است. ابزار گردآوری پرسشنامه بوده و کلیه اطلاعات پژوهش از طریق پرسشنامه جمع آوری و توسط نرم افزار SPSS، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته‌ها: نتایج آزمون همبستگی نشان داد که رابطه خطی بین سازه احساس امنیت اجتماعی و تمامی مولفه‌های آن، شامل امنیت جانی، امنیت مالی، امنیت شغلی، امنیت قضایی و امنیت روانی با متغیر بزهکاری با اطمینان 99 درصد و در سطح معناداری کمتر از 01/0 معنادار بوده است. نتایج تحلیل رگرسیونی چند متغیره نیز نشان داد که متغیرهای مستقل حاضر در مدل رگرسیونی توانسته‌اند 2/44 درصد از تغییرات متغیر وابسته بزهکاری را تبیین نمایند.نتیجه‌گیری: احساس امنیت اجتماعی به‌عنوان یکی از عوامل مؤثر در پیشگیری از بزهکاری نوجوانان نقش حیاتی دارد. زمانی که نوجوانان احساس کنند که در یک محیط امن و حمایتی زندگی می‌کنند، احتمال بروز رفتارهای انحرافی و بزهکاری کاهش می‌یابد. از سوی دیگر، در جوامعی که احساس ناامنی و بی‌پناهی غالب است، نوجوانان بیشتر در معرض خطر بزهکاری قرار می‌گیرند. بنابراین، ایجاد شرایط امن اجتماعی از طریق تقویت نهادهای خانواده، مدارس، و سایر نهادهای دولتی می‌تواند به کاهش بزهکاری نوجوانان یاری رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرا تحلیل جامعه‌شناختی زیرساخت سبز شهری در مسیر توسعه آینده کلان‌شهر تهران</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5220.html</link>
      <description>مقدمه: رشد شتابان شهرنشینی و نابرابری‌های اجتماعی- ‌فضایی اهمیت رویکرد جامعه‌شناختی به زیرساخت سبز شهری را در برنامه‌ریزی آینده‌نگر افزایش داده است؛ چرا که جامعه‌شناسی بینش‌های بنیادینی درباره تعاملات پیچیده میان زیرساخت‌های سبز شهری و جامعه ارائه می‌دهدداده و روش: مطالعه حاضر با هدف فراتحلیل جامعه‌شناختی زیرساخت سبز شهری در مسیر توسعه آینده کلان‌شهر تهران تهیه شده است. پژوهش رویکرد فراترکیب مروری- نظام‌مند و ساختاری است که از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع روش توصیفی‌-تحلیلی مبتنی بر کتاب‌سنجی و دلفی است. در گام نخست، ۱۱۰۹ مقاله از پایگاه اسکوپوس در بازه زمانی ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۴ بر اساس دستورالعمل PRISMA با نرم‌افزار ASReview در برنامه‌نویسی پایتون غربالگری شدند که در نهایت ۴۳۶ مقاله برای تحلیل کتاب‌سنجی انتخاب گردیدند. در گام دوم، 20 شاخص کلیدی با تکنیکMICMAC تحلیل شد و سناریوهای آینده با نرم افزار‌Scenario Wizard شناسایی گردید. نمونه آماری ۷۰ نفر از خبرگان مطالعات شهری بود که با روش گلوله‌برفی انتخاب شدند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که اگرچه مطالعات عمدتاً بر حکمرانی، سیاست‌گذاری و عدالت اجتماعی زیرساخت‌های سبز شهری تمرکز داشته‌اند، اما زمینه‌ کاربردهای دینی، معنوی و فرهنگی، نقش در گردشگری و تصویر ادراکی این زیرساخت‌ها کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. در تحلیل ساختاری، فناوری دیجیتال و عدالت زیست‌محیطی بیشترین تأثیر، مشارکت اجتماعی و سلامت روان کمترین تأثیر را داشتند. سناریوها هشدار می‌دهند که بدون هماهنگی این نیروها، توسعه زیرساخت سبز با رکود یا ناهماهنگی مواجه می‌شود، در حالی که سناریوی مطلوب بر هم‌افزایی فناوری، عدالت و مشارکت دینی-اجتماعی برای تحول پایدار تأکید دارد.نتیجه‌گیری: آینده توسعه زیرساخت‌های سبز شهری در کلان‌شهر تهران نیازمند رویکردی جامع و تعاملی است که فناوری، عدالت اجتماعی و مشارکت همگانی را به‌صورت همزمان در نظر بگیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی کاربردهای بینایی رایانه‌ای در طراحی شهری: مرور سیستماتیک</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5221.html</link>
      <description>مقدمه:&amp;amp;nbsp; بینایی رایانه‌ای، زیرشاخه‌ای پیشرفته از هوش مصنوعی است که با استخراج اطلاعات از تصاویر و ویدئوها، قابلیت رصد برخط و تحلیل الگوهای رفتاری را در مقیاس شهری فراهم می‌کند. تلفیق این فناوری با سامانه‌های هوشمند حمل ونقل، مدیریت ترافیک و ارزیابی کیفی فضاهای عمومی، نویدبخش دگرگونی در فرآیند تصمیم-سازی و طراحی شهری است.داده و روش: برای شناسایی کاربردهای کلیدی، مرور نظام‌مند ۱۲۳ مقالهٔ نمایه-شده در پایگاه‌های Scopus و Web of Science طی سال‌های ۲۰۱۲-۲۰۲۴ انجام شد. پس از غربالگری PRISMA، ٧٦ سند واجد شرایط کدگذاری شد. تحلیل محتوای کیفی با نرم‌افزار **MAXQDA 2022** و رویکرد تماتیک انجام گرفت؛ پایایی کدگذاری به کمک ضریب کاپای کوهن (&amp;amp;kappa; = 0.82) تأیید شد.یافته‌ها: سه خوشۀ اصلی استخراج گردید: (۱) بهینه‌سازی شبکه حمل ونقل، شامل تشخیص خودکار تراکم ترافیک و پایش ایمنی عابرپیاده؛ (۲) ارزیابی و ارتقای کیفیت فضاهای عمومی با تشخیص الگوهای تجمع و رفتار کاربران؛ و (۳) پایش محیط زیست شهری، خصوصاً سنجش سرانه و سلامت فضاهای سبز از طریق طبقه‌بندی طیفیِ پوشش گیاهی. مطالعات تجربی گزارش کرده‌اند که بهره‌گیری از سامانه‌های بینایی رایانه‌ای می‌تواند وقت سفر را تا ۲۰ درصد و نرخ تصادف در تقاطع‌های هوشمند را تا ۱۵ درصد کاهش دهد، در حالی‌که شاخص سرزندگی فضاهای شهری تا ۱۲ درصد افزایش یافته است.نتیجه‌گیری: گرچه مزایای فناورانه چشمگیر است، چالش‌هایی نظیر سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های پردازش لبه‌ای، تدوین چارچوب‌های حریم خصوصی و نبود استانداردهای دادهٔ مکانی، مانع بهره‌برداری فراگیر می‌شود. پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آینده بر تدوین پروتکل‌های ناشناس‌سازی تصویر، مدل‌های مشارکتی داده‌باز با شهرداری‌ها و ارزیابی هزینه &amp;amp;ndash; فایدهٔ اجرای پایلوت‌های محله-مقیاس تمرکز کنند. رویکرد بینایی رایانه‌ای، چنانچه با ملاحظات اخلاقی و مدیریتی همراه شود، می‌تواند به موتور محرک شهرهای هوشمند و پایدار بدل گردد. (۲۴۹ واژه)</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی پویایی‌های علی تاب‌آوری اجتماعی و تأثیر آن بر ارتقای سلامت شهری در مقابله با پاندمی کووید-19 (مطالعۀ موردی: شهر زنجان)</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5222.html</link>
      <description>مقدمه: پاندمی کووید-19 به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بحران‌های زیستی قرن اخیر، آثار گسترده‌ای بر ساختارهای اجتماعی و سلامت شهری گذاشت. تاب‌آوری اجتماعی به‌عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در مواجهه با بحران‌ها، نقشی بنیادین در حفظ انسجام و سلامت جوامع ایفا می‌کند. این پژوهش با هدف مدل‌سازی پویایی‌های علی تاب‌آوری اجتماعی و بررسی تأثیر آن بر ارتقای سلامت شهری در شهر زنجان انجام شده است.داده و روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با رویکردی ترکیبی (کیفی-کمّی) انجام شده است. در بخش کیفی، مؤلفه‌های مؤثر بر تاب‌آوری اجتماعی با بهره‌گیری از نظرات خبرگان و منابع نظری استخراج گردید. در بخش کمّی، با استفاده از داده‌های میدانی و تحلیل معادلات ساختاری (PLS) و مدل‌سازی پویایی سیستم‌ها، روابط میان متغیرها مورد بررسی قرار گرفت.جامعه آماری تحقیق متخصصان و خبرگان است و نمونه‌گیری به روش هدفمند از 20 متخصص صورت گرفت.یافته‌ها: نتایج نشان داد تاب‌آوری اجتماعی با ضریب تأثیر 0.894 اثر مثبت و معناداری بر سلامت شهری دارد. مؤلفه‌های &amp;amp;laquo;دانش، مهارت و آگاهی اجتماعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;حمایت اجتماعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;انسجام اجتماعی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;دسترسی به خدمات&amp;amp;raquo; از جمله عوامل کلیدی مؤثر بودند. مدل پویایی سیستم نیز نشان داد که افزایش تاب‌آوری اجتماعی موجب کاهش فقر، مرگ‌ومیر و شیوع بیماری و درنتیجه ارتقاء سلامت شهری می‌شود.نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان داد که تاب‌آوری اجتماعی نقش اساسی در مدیریت بهینه بحران‌ها و ارتقای سلامت شهری دارد. بنابراین، تقویت این مؤلفه از طریق مشارکت شهروندی، آموزش عمومی، حمایت اجتماعی و سیاست‌گذاری هوشمندانه، باید در اولویت برنامه‌ریزان و مدیران شهری قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی ایجاد پارک جیبی در راستای بهبود کیفیت محیط شهری: مطالعه موردی، محله جمهوری و بهارستان گرگان</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5110.html</link>
      <description>احداث فضاهای سبز و پارک‌های محله‌ای در وهله‌ اول بر سلامت روان شهروندان تاثیر دارد بنابراین باید تدابیری قبل از احداث پارک اندیشید که بتوان تا حد امکان نیازها و خواسته‌های ساکنان با توجه به گروهای سنی متفاوت در محله و اولویت استفاده آنها از پارک و مبلمان پارک و همچنین آسیب‌شناسی قبل از احداث پارک اقدام کرد. این پژوهش با هدف ایجاد پارک جیبی در محله جمهوری و بهارستان صورت گرفت. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی که با استفاده از پیمایش و تدوین پرسشنامه‌ اقدام به جمع‌آوری اطلاعات گردید. پردازش داده‌ها با استفاده از نرم ‌افزار SPSS درقالب نمودار، جداول و آزمون‌های آماری انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که ساکنان محله جمهوری، ایجاد پارک جیبی را نیاز مهم خود قلمداد می‌کنند، زیرا تاثیر فضای سبز در تامین آرامش، آسایش، سلامت جسمی وروحی آنان اهمیت دارد. بیشترین قشر درخواست‌کننده ایجاد پارک گروه سنی میانسال و بزرگسال بودند و نیازها و علاقه‌مندی افراد متاهل و جنسیت زن نیز در ادامه این پژوهش در ارتباط با پارک و مبلمان پارک بررسی گردید. یافته‌های تحقیق با تکیه بر مشاهدات میدانی از محدوده مورد مطالعه بدست آمده است. محله‌ی جمهوری و بهارستان به دلیل عدم وجود پارک در درون محله، نتوانسته ساکنان را در رفع نیازهای اوقات فراغت یاری نماید. در محله‌ی بهارستان وجود اقوام گوناگون و گرایشات و تمایلات گوناگون آنان امری است که باید در برنامه‌ریزی قبل از احداث پارک مورد توجه قرار گیرد. اکثریت افراد ساکن در محله‌ی بهارستان جوانان و بازنشستگان و افراد خانه‌دار هستند که خود حاکی از آن است، چنین افرادی برای گذران اوقات و آسایش خود نیازمند محیطی در درون محله‌ی خود هستند. احداث پارک جیبی در این محل باید بگونه‌ای باشد که بتواند نیاز گروه‌های سنی متفاوت، بخصوص گروه سنی غالب بر این محله که بازتشستگان می‌باشد را بگونه‌ای مناسب تامین کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاب آوری بافت فرسوده شهری بندرعباس در برابر بلایای طبیعی با استفاده از GIS و روش های تصمیم گیری چندمعیاره</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5337.html</link>
      <description>مقدمه: تاب‌آوری شهری در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های مدیریت شهرها به‌ویژه در مناطق ساحلی تبدیل شده است. شهر بندرعباس، به‌عنوان مرکز استان هرمزگان و یکی از مهم‌ترین شهرهای ساحلی ایران، به دلیل رشد سریع جمعیت، توسعه نامتوازن شهری و قرارگیری در معرض بحران‌های محیط‌زیستی، نیازمند ارزیابی دقیق تاب‌آوری بافت فرسوده خود در برابر بلایای طبیعی است.روش‌شناسی: در این پژوهش، با هدف ارائه الگویی جامع برای سنجش و ارتقای تاب‌آوری شهر بندرعباس، ابتدا پایگاه اطلاعات مکانی و فضایی با استفاده از داده‌های GIS تهیه و پنج معیار اصلی شامل معیارهای اجتماعی-اقتصادی، کالبدی-ساختاری، دسترسی‌ها، فیزیکی و اکولوژیکی و ۲۹ زیرمعیار مرتبط تعیین شد. برای وزن‌دهی و ارزش‌گذاری معیارها و زیرمعیارها از روش تحلیل شبکه (ANP) و جمع‌آوری داده‌ها از طریق پرسشنامه دلفی میان خبرگان حوزه محیط‌زیست و مدیریت بحران بهره گرفته شد. سپس لایه‌های اطلاعاتی هر زیرمعیار در محیط ArcGIS تهیه و با استفاده از عملگرهای فازی و روی‌هم‌گذاری فازی، نقشه‌های نهایی تاب‌آوری تولید گردید.یافته‌ها: تحلیل نتایج نشان داد که معیار اکولوژیکی با وزن 0.256 بیشترین تأثیر را در تاب‌آوری شهر بندرعباس دارد و به‌ترتیب معیارهای اجتماعی-اقتصادی (0.236)، فیزیکی (0.194)، دسترسی‌ها (0.171) و کالبدی-ساختاری (0.141) در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. در میان زیرمعیارها نیز فاصله از نقاط آلوده، دسترسی به مراکز درمانی، ریسک سیلاب، منطقه عملکردی و دسترسی به ایستگاه آتش‌نشانی بیشترین نقش را در افزایش تاب‌آوری ایفا کردند.نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که ارزیابی چندبُعدی تاب‌آوری شهری با رویکرد تلفیقی داده‌های مکانی و تحلیل‌های چندمعیاره، می‌تواند تصویر دقیقی از وضعیت آسیب‌پذیری و ظرفیت‌های مقاومتی بافت فرسوده شهر بندرعباس ارائه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده نگاری و شناسایی سناریوهای زیست‌پذیری سکونتگاه‌های غیررسمی (مطالعه موردی: شهر کرمان)</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5345.html</link>
      <description>مقدمه: رشد سریع شهرنشینی و افزایش سکونتگاه‌های غیررسمی، چالش‌هایی نظیر کمبود زیرساخت‌ها، بیکاری و آسیب‌پذیری اجتماعی را در شهرهای در حال توسعه از جمله کرمان به دنبال داشته است. این پژوهش با رویکرد آینده‌پژوهی، به ارزیابی وضعیت موجود و سناریوهای احتمالی زیست‌پذیری سکونتگاه‌های غیررسمی این شهر پرداخته استداده و روش: روش تحقیق توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی است که با مطالعه منابع و اسناد مرتبط و همچنین استفاده از نظر کارشناسان و متخصصان عوامل و متغیرهای زیست‌پذیری سکونتگاه غیررسمی شناسایی شدند. با استفاده از روش تحلیل MICMAC و نرم‌افزار Scenario Wizard، از بین 20 عامل، چهار پیشران‌ کلیدی؛ توسعه زیرساخت‌ها، مدیریت یکپارچه، مشارکت بخش خصوصی و مدیریت بازیافت شناسایی و با استفاده از این عوامل کلیدی، چهار سناریوی خوش‌بینانه، محتمل خوش‌بینانه، محتمل بدبینانه و بدبینانه تدوین گردید.یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که این مناطق با چالش‌های متعددی در ابعاد کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و نهادی روبرو هستند و سیاست‌های تشویقی و محدودکننده طرح جامع می‌توانند به تحقق شهر پایدار و هویت‌مند کمک کنند.نتیجه‌گیری: این مطالعه چارچوب نظری آینده‌پژوهی را در زمینه سکونتگاه‌های غیررسمی غنی کرده و نقشه راهی عملی برای سیاست‌گذاری شهری ارائه می‌دهد، هرچند محدودیت‌هایی مانند تمرکز جغرافیایی و نیاز به تحقیقات طولی را برجسته می‌سازد.کلیدواژه‌ها: آینده‌نگاری، شناسایی سناریو، زیست‌پذیری، سکونتگاه غیررسمی، کرمان.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و ارزیابی ادراک ساکنین شهر ایلام از نقش عوامل هویت بخش در طراحی شهری</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5346.html</link>
      <description>هویت شهری، هویت جمعی است که با تبلور عینی در فیزیک و محتوای شهر معنادار می‌شود و به واسطه تداعی خاطرات عمومی شهروندان و تعلق خاطر، شهرنشینان را به سوی شهروند شدن هدایت می‌کند. از طرف دیگر اهمیت طراحی شهری به واسطه نقش آن در زیباسازی، هویت‌بخشی و روان‌سازی روند زندگی در محیط شهری به عنوان وجه پراهمیت از محیط‌زیست انسان مورد توجه می‌باشد. هدف پژوهش حاضر تحلیل و ارزیابی ادراک ساکنین شهر ایلام از نقش عوامل هویت‌بخش در طراحی شهری است. برای این منظور با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته مؤلفه-های مهم شامل: عوامل مصنوع، طبیعی، فرهنگی-اجتماعی، کالبدی و تاریخی در نظر گرفته شد. نرمال بودن توزیع داده‌ها با استفاده از آزمون آماری کولموگوف-اسمیرنوف در نرم‌افزار SPSS بررسی گردید. تحلیل داده‌ها از طریق همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری (SEM) با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) در نرم‌افزار Smart Pls انجام گرفته است. نتایج ارتباط بین متغیرهای تأثیرگذار بر ادراک ساکنین شهر ایلام و عوامل هویت‌بخش در طراحی شهری بدین صورت بوده است که ارتباط بین عوامل مصنوع با ادارک ساکنین به میزان 832/0 بوده که با توجه به مقدار t برابر با 39/5 این ارتباط معنی‌دار است. ارتباط بین عوامل اجتماعی و فرهنگی با ادارک ساکنین به میزان 751/0و مقدار t به میزان 84/4 بدست آمده است. همچنبن عوامل طبیعی کمترین ارتباط و معنی‌داری را با عوامل ادارک ساکنین شهر ایلام داشته‌اند. به طوریکه ضریب مسیر و مقدار t آن به ترتیب برابر با 637/0 و 37/2 بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین و تحلیل اصول و معیارهای شهر آرمانی از دیدگاه شهروندان شیرازی (مطالعۀ موردی: مناطق 6 و 7)</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5367.html</link>
      <description>مقدمه: در طول تاریخ، مفهوم شهر آرمانی از سوی فیلسوفان به عنوان الگویی مطلوب برای ارتقای کیفیت زندگی شهروندان مطرح شده است. هدف این پژوهش تبیین اصول و معیارهای شهر آرمانی از منظر شهروندان شیرازی در دو منطقه برخوردار (منطقه 6) و کم‌برخودار (منطقه 7) بر اساس الگوی برنامه‌ریزی از پایین به بالا است. داده و روش: روش تحقیق این پژوهش ترکیبی است. در گام اول، مضامین کیفی در مناطق 6 و 7 جمع‌آوری و با بهره‌گیری از نرم‌افزار Maxqda سازه نظری این پژوهش ترسیم گردید. در ادامه شاخص‌های استخراج شده از طریق پرسشنامه‌ها مورد بررسی قرار گرفته و فرایند تحلیل عاملی تأییدی با نرم‌افزار LISREL انجام شد. یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهدکه شهر آرمانی از دیدگاه شهروندان شامل ابعاد کالبدی، اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، ذهنی-روانی، سیاسی، حمل‌ونقل و زیست‌محیطی است؛ بطوریکه در منطقه۶ (منطقه برخوردار) معیارهای اجتماعی-فرهنگی، ذهنی-روانی و حمل‌‌و‌نقل بیشترین سهم تصور شهروندان از شهر آرمانی را به خود اختصاص داده است؛ در حالیکه در منطقه ۷ (منطقه کم-برخوردار) ابعاد اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و زیست محیطی برجسته‌تر بوده و به عنوان معیارهای مهم در تحقق شهر آرمانی در ذهن شهروندان این منطقه اهمیت دارد. نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش بر این یافته مهم تاکید دارد که تفاوت معیارهای شهر آرمانی از منظر شهروندان دو منطقه شهر شیراز وابسته به کمبودها یا نبودهایی است که در زندگی شخصی و فضاهای عمومی ساکنین این مناطق مشهود است. به عبارت دیگر در حالیکه شهروند ساکن در منطقه 6 تصور ایده‌آلی از آزادی اجتماعی و تنوع تفریحات دارند، ادراک شهروند ساکن در منطقه 7 از یک شهر آرمانی، ارزانی کالاها و وجود یک اقتصاد پویا و اشتغال‌زا است. این یافته‌ها می‌تواند به عنوان راهنمایی برای برنامه‌ریزان شهری باشد که فرایند تهیه طرح‌های توسعه شهری را نه بر مبنای ضوابط پیشنهادی مراجع بالادست، بلکه بر اساس شرایط زمینه‌ای و جغرافیای اجتماعی شهرها تنظیم کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل سازی معادلات ساختاری نقش مساجد در پایداری اجتماعی شهرهای اسلامی(مطالعه موردی: شهر اراک )</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5386.html</link>
      <description>مقدمه: در محله های شهرهای اسلامی مساجد محل مناسبی برای پیدایش اعتماد و اطمینان، مشارکت و همبستگی اجتماعی در مسائل جامعه هستند که از جمله فضاهای بین نسلی هستند که باید برای همه افراد نسل های مختلف ایمن، قابل استفاده و جذاب باشد و به همین خاطر در پژوهش و توسعه عنوان شهرهای اسلامی نیز جایگاه ویژه ای دارند و می توانند به عنوان یک فضای عمومی بین نسلی نقش بسیار زیادی در پایداری اجتماعی شهرها داشته باشند. هدف اصلی پژوهش حاضر ارزیابی نقش ارتباطات بین نسلی در پایداری اجتماعی شهر اراک می‌باشد.داده و روش: . این پژوهش از نظر نوع پژوهش، نظری- کاربردی و بر اساس ماهیت و روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی می‌باشد و با ابزار پرسش‌نامه محقق ساخته تأثیر ارتباطات بین نسلی را بر پایداری اجتماعی شهر اراک با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار داده است. جامعه آماری پژوهش جمعیت شهر اراک می باشد که بر اساس سرشماری سال 1395 دارای جمعیت 520944 نفر بوده است، حجم نمونه نیز بر اساس فرمول کوکران 384 نفر از میان تمام نسل های جمعیت شهر اراک محاسبه گردید.یافته‌ها: تحلیل یافته‌های بیانگر آن است که در میان عوامل مؤثر بر تاثیرات ارتباطات بین نسلی بر پایداری اجتماعی، انسجام اجتماعی با بیشترین بار عاملی اثرپذیرترین عامل در ارتباطات بین نسلی و بعد از آن به ترتیب تغییر نگرش، تعامل اجتماعی، رفاه اجتماعی و در نهایت یادگیری می باشد.نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد ارتباطات بین‌نسلی در مساجد شهر اراک تأثیر معناداری بر پایداری اجتماعی دارد. در این میان، انسجام اجتماعی مهم‌ترین پیامد این ارتباطات بوده و پس از آن به‌ترتیب تغییر نگرش، تعامل اجتماعی، رفاه اجتماعی و یادگیری قرار می‌گیرند. یافته‌ها بیانگر ظرفیت بالای مساجد به‌عنوان فضاهای عمومی بین‌نسلی در تقویت پایداری اجتماعی شهرهای اسلامی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل توزیع فضایی آینده فقر شهری تبریز با شناسایی عوامل کلیدی پیشران</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5387.html</link>
      <description>مقدمه: فقر شهری به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های سیستم‌های شهری معاصر، به‌ویژه در کلان‌شهرهای درحال‌توسعۀ ایران، نیازمند تحلیل آینده‌نگر و راهبردی است. این پژوهش باهدف ارزیابی آینده فقر شهری در تبریز بر اساس تحلیل عوامل کلیدی و روندهای ساختاری انجام‌شده است.داده و روش: این تحقیق ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش گردآوری داده‌ها، توصیفی-تحلیلی است. چارچوب پژوهش، آینده‌پژوهی و تحلیل عوامل کلیدی است. داده‌های موردنیاز از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی پرسشنامه با روش دلفی گردآوری شد. جامعۀ آماری متشکل از 30 نفر از صاحب‌نظران و متخصصان حوزۀ برنامه‌ریزی شهری، اقتصاد شهری و علوم اجتماعی بودند. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و شناسایی عوامل کلیدی از نرم‌افزار میک مک استفاده شد.یافته‌ها: بر اساس یافته‌ها تحلیل‌ها منجر به شناسایی 35 عامل کلیدی تأثیرگذار بر آیندۀ فقر شهری در تبریز شد. عوامل نهادی حاکمیتی با عدد 401 تأثیر بیشتری بر توزیع فضایی آینده فقر شهری در تبریز دارد. در مقابل، عوامل زیست‌محیطی با عدد 238 کمترین تأثیرگذاری را نشان می‌دهد. همچنین عوامل کالبدی فضایی با عدد 377 بیشترین میزان تأثیرپذیری را تجربه کرده است. یافته‌ها بیانگر آن است که آیندۀ فقر شهری در تبریز بیش از هر چیز درگرو سیاست‌ها و تصمیم‌های نهادی است و بدون عزم جدی برای بهبود حکمروایی و توزیع عادلانۀ منابع، شهر در معرض تعمیق نابرابری‌های فضایی قرار خواهد گرفت.نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که کاهش فقر شهری در تبریز مستلزم اصلاح ساختارهای نهادی، ارتقای حکمروایی شهری، تقویت عدالت فضایی در توزیع خدمات و فرصت‌ها و افزایش تاب‌آوری اجتماعی در محلات کم برخوردار است. برنامه‌ریزی راهبردی مبتنی بر آینده‌نگری می‌تواند با شناسایی نقاط مداخله مؤثر، از گسترش فقر شهری جلوگیری کرده و زمینه‌ساز توسعه پایدار شهری در تبریز شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل محیطی-کالبدی مؤثر بر احساس امنیت اجتماعی زنان (مطالعۀ موردی: مناطق حاشیه‌نشین اردبیل)</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5395.html</link>
      <description>مقدمه: مناطق حاشیه‌نشین اردبیل با بی‌نظمی کالبدی، زوال نظارت‌های اجتماعی و سرمایه اجتماعی، ناکافی بودن زیرساخت‌ها و ناپایداری سکونتی مواجه‌اند که امنیت زنان را تهدید می‌کند. بر این اساس هدف اصلی تحقیق مطالعه عوامل محیطی-کالبدی بر احساس امنیت اجتماعی زنان به روش پیمایش و نظرسنجی است.داده و روش: روش پژوهش از نوع کاربردی، با رویکرد کمّی و روش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی زنان ۱۸ سال به بالای ساکن مناطق حاشیه‌نشین شهر اردبیل در سال ۱۴۰۴ هست که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه ۳۸۴ نفر تعیین و به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای توزیع شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته جمع‌آوری و با استفاده از نرم‌افزار SPSS و آزمون‌های همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندمتغیره تحلیل و درنهایت روایی و پایایی ابزار پژوهش به ترتیب با شاخص‌های CVR/CVI و آلفای کرونباخ (۰.۸۹) تأیید شد.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که تجربیات منفی گذشته (بتا=341/0-)؛ تعلق محیطی(بتا=302/0)؛ نظارت‌های محلی(بتا=224/0)؛ سرمایه اجتماعی محیطی(بتا=198/0)؛ بی‌نظمی مدنی-محیطی(بتا=185/0-)؛ و ناپایداری سکونتی (بتا=157/0-) بر احساس امنیت اجتماعی زنان مناطق حاشیه‌نشین اردبیل تأثیر معنی‌داری داشته و درمجموع متغیرهای مستقل فوق طبق مدل رگرسیون ۴۷ درصد از واریانس امنیت اجتماعی را تبیین و پیش‌بینی نموده‌اند.نتیجه‌گیری: وجود "چشم‌های خیابان" و شبکه‌های سرمایه اجتماعی محلی، حس امنیت را تقویت می‌کند، درحالی‌که بی‌نظمی ظاهری و تحرک بالای جمعیت، آن را تضعیف می‌نماید.امنیت زنان حاصلی از تعامل پیچیده عوامل کالبدی-محیطی است. سیاست‌های مؤثر باید هم‌زمان بر تقویت تعلق محیطی، کاهش بی‌نظمی ظاهری، تثبیت سکونت و بازسازی سرمایه اجتماعی-مدنی متمرکز باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی همبستگی اجتماعی در بافت‌های ناکارآمد شهری (مطالعه موردی: محله اسلام‌آباد، بندرعباس)</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5443.html</link>
      <description>مقدمه: همبستگی اجتماعی می‌تواند به مثابه کاتالیزوری برای توسعه اجتماعی عمل کند و باعث کاهش اثرات اجتماعی منفی ‌شود. کاهش همبستگی اجتماعی می‌تواند باعث مخاطراتی در بافت‌های ناکارآمد شود و آن را به نقاطی تهدیدکننده برای سلامت و توسعه پایدار شهری تبدیل کند. از این رو هدف این پژوهش، تبیین ابعاد موثر بر ارتقای همبستگی اجتماعی در محله اسلام‌آباد بندرعباس به عنوان یک بافت ناکارآمد شهری است.روش‌شناسی: این پژوهش از نوع پیمایشی و با رویکردی توصیفی- تحلیلی با هدف کابردی تنظیم و اطلاعات به صورت میدانی و با استفاده از پرسشنامۀ محقق‌ساخته به دست آمده است. جامعه آمار این پژوهش، کلیه ساکنان 15 سال به بالای محله اسلام آباد بندرعباس بودند. حجم نمونه تحقیق 150 نفری از طریق فرمول کوکران محاسبه و انتخاب شد، همچنین نمونه‌گیری به شیوه تصادفی انجام شده است.یافته‌ها: مقدار آلفای کرونباخ پرسش‌نامه این تحقیق بیش از 70% بود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد ابعاد اخلاقی با ضریب اسپیرمن 549/0و ابعاد رفتاری با ضریب اسپیرمن 582/0 بر میزان همبستگی اجتماعی در بافت‌های ناکارآمد شهری تاثیر‌گذار است.نتیجه‌گیری: نشان‌دهنده این است که، همبستگی اجتماعی در محله اسلام‌آباد بندرعباس با عوامل متعددی نظیر منافع مشترک، هویت اجتماعی، رضایت اجتماعی، روابط اجتماعی و نظم و کنترل اجتماعی ارتباط دارند و می‌توانند به تقویت ارتباطات انسانی در جوامع محلی کمک ‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین الگوی بهینۀ زیست‌پذیری مهاجران افغانستانی شهر مشهد</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5445.html</link>
      <description>مقدمه: این پژوهش با هدف تبیین الگوی بهینه زیست‌پذیری مهاجران افغانستانی در مشهد انجام شد. زیست‌پذیری به شرایطی اشاره دارد که یک محیط را برای زندگی مناسب می‌سازد. این مفهوم در جوامع مختلف متفاوت است و برای مهاجران خارجی، به‌ویژه با پیشینه‌های فرهنگی و جغرافیایی متفاوت، چالش‌برانگیزتر است. داده و روش: روش تحقیق ترکیبی (کیفی-کمی) بود. در بخش کیفی، داده‌ها از 24 خبره با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و مصاحبه جمع‌آوری شد. روایی ابزار با شاخص CVR و پایایی با ضریب کاپای کوهن تأیید گردید. در بخش کمی، 384 پرسشنامه از مهاجران افغانستانی در مشهد تکمیل شد که روایی سازه و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (0.85) سنجیده شد. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد زیست‌پذیری مهاجران در قالب الگویی با مؤلفه‌های کلیدی زیر تعریف می‌شود: کیفیت محیط زیست، حمل‌ونقل عمومی، مسکن مناسب، زیرساخت‌های شهری، ایمنی و امنیت، خدمات بهداشتی و درمانی، آموزش و پرورش، فرصت‌های شغلی و اقتصادی، حمایت اجتماعی و مشارکت عمومی، فرهنگ و تفریحات، و هویت و حس تعلق به مکان. برای بهبود زیست‌پذیری مهاجران، ارتقای زیرساخت‌ها، ارائه خدمات حمایتی، و تقویت حس تعلق مکانی ضروری است. نتیجه‌گیری: مهاجران افغانستانی علیرغم توجه جدی مسئولین در ابعادی از زیست پذیری نیاز به توجه بیشتری دارند. این مهم با خودیاری و توانمند سازی آنها امکان پذیر است. از جنبه‌های نوآورانه این تحقیق، ارائه الگوی جامع برای ارزیابی زیست‌پذیری مهاجران و کاربرد آن در سیاست‌گذاری‌های شهری است. این پژوهش می‌تواند به برنامه‌ریزی بهتر برای اسکان و ادغام مهاجران در شهرها کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توانمندسازی زنان شاغل در کسب وکارهای گردشگری شهر کرمان با رویکرد عبور از کنش پذیری به کنش گری</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5471.html</link>
      <description>مقدمه: این پژوهش باهدف تبیین فرایند برساخت هویت شغلی، استراتژی‌های مقابله‌ای و ابعاد پایداری توانمندسازی در میان زنان شاغل در کسب‌وکارهای گردشگری شهر کرمان انجام شده است تا شکاف میان گفتمان رسمی توانمندسازی و واقعیت‌های میدانی را نشان دهد.داده و روش: پژوهش با رویکرد کیفی و روش مردم‌نگاری انجام شده است. داده‌ها از طریق ۲۰ مصاحبۀ عمیق نیمه‌ساختاریافته با زنان فعال در کسب‌وکارهای گردشگری شهر کرمان، نمونه‌گیری هدفمند و حداکثر تنوع تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری و با تکنیک شبکه‌های مفهومی اتراید &amp;amp;ndash; استرلینگ تحلیل شدند. روایی و اعتبار داده‌ها نیز از طریق بازبینی مشارکت‌کنندگان، سه‌سویه‌سازی و بررسی همتایان تأمین گردید.یافته‌ها: چالش‌های ساختاری و فرهنگی، استراتژی‌های مقابله‌ای و ابعاد توانمندسازی پایدار سه مضمون فراگیر به‌دست‌آمده هستند. چالش‌ها عمدتاً در قالب هنجارهای مردسالارانه، ناپایداری اقتصادی پساکرونایی و محدودیت‌های نهادی بروزیافته و دامنه کنشگری فردی و جمعی زنان را محدود می‌سازد. این در حالی است که زنان با بازتعریف هویت شغلی (گذار از زن خانه‌دار به کارآفرین گردشگری)، شبکه‌سازی غیررسمی و بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال، استراتژی‌های خلاقانه‌ای برای حفظ و گسترش نقش خود در زنجیره گردشگری به کار می‌گیرند. برآیند این فرایندها شکل‌گیری سه بعد توانمندسازی اقتصادی، روانی و اجتماعی است. بعد سیاسی توانمندسازی به دلیل خلأهای نهادی همچنان ضعیف و در حاشیه باقی‌مانده است.نتیجه‌گیری: زنان شاغل در کسب‌وکارهای گردشگری شهر کرمان از موقعیت &amp;amp;laquo;کنش‌پذیر&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;کنش‌گر&amp;amp;raquo; حرکت کرده و الگوی &amp;amp;laquo;توانمندسازی مشروط&amp;amp;raquo; را شکل داده‌اند. الگویی که تحقق توانمندسازی پایدار در آن مستلزم اصلاح رویه‌های نهادی، دسترسی بیشتر به منابع مالی و تقویت حضور رسمی زنان در فرایندهای تصمیم‌گیری گردشگری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و ارزیابی بافت های تاریخی با تکیه بر بازآفرینی شهری ( مطالعه موردی: حوزه ۳ بافت تاریخی شهر کرمان)</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5597.html</link>
      <description>بافت‌های تاریخی به عنوان میراث فرهنگی و هویتی هر شهر، نقش مهمی در فرآیند بازآفرینی شهری ایفا می‌کنند. از اینرو توجه به بافت های تاریخی از جنبه های مختلف و تحلیل و بررسی آن ها بر مبنای رویکرد بازآفرینی شهری در قالب وضعیت موجود و ارائه راهکارهای عملکردی در وضعیت پیشنهادی می تواند به بهبود عملکرد اینگونه از بافت ها در شهر کمک شایانی کند.در راستای هدف حاضر مبنی بر تحلیل و ارزیابی بافت تاریخی حوزه 3 مبتنی بر رویکرد بازآفرینی شهری از روش تحقیق توصیفی - تحلیلی استفاده شده است. از اینرو در راستای جمع آوری اطلاعات مربوط به بافت تاریخی در قالب بررسی وضع موجود و ارزیابی راهکارها و پیشنهادات برگرفته از تحلیل راهبردی &amp;amp;ndash; پرسشنامه ای، داده ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق بررسی اسنادی و کتابخانه ای، پرسش نامه ( از دیدگاه 50 نفر از مسئولان و ساکنین محدوده ) گردآوری شده است. از اینرو اطلاعات به دست آمده با استفاده از سیستم اطلاعات QGIS درقالب شاخص های موثر بازآفرینی در وضع موجود مورد بررسی قرار گرفته و با استفاده از تکنیک استراتژیکی Qspm راهبرد و راهکارهای پیشنهادی موثر بازآفرینی محدوده استخراج گردیده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که حوزه 3 بافت تاریخی شهر کرمان، نقاط ضعف و قوت و فرصت و تهدید متنوعی وجود دارد که با توجه به پتانسیل بالایی که این حوزه در شهر دارد می تواند با توسل به قوت و فرصت های خود، ضعف و تهدیدها را کاهش داده و در راستای بهبود عملکرد و تقویت روحیه بازآفرینی شهری قدم بردارد. نشان‌دهندۀ این است که حوزه 3 بافت تاریخی شهر کرمان قابلیت برخورداری از مزایای بازآفرینی را داشته و با توجه به جایگاهی که در شهر کرمان دارد می توان شاخص ها و مولفه های بازافرینی شهری را در آن پیاده سازی کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رابطه فضایی میان شاخصهای عدالت محیط زیستی و اقشار اجتماعی در شهر کرج</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5598.html</link>
      <description>مقدمه: رشد بی‌رویه شهرنشینی و توسعه نامتوازن کالبدی، نابرابری‌های فضایی و محیطی را در کرج را پدیدار ساخته به‌گونه‌ای است که برخی از اقشار اجتماعی که در بخش‌های مشخصی از شهر سکونت دارند، بیشترین بار محیطی را متحمّل شده و کمترین دسترسی به موهبت‌های محیطی دارند. هدف این مقاله واکاوی توزیع فضایی شاخص‌های عدالت محیط‌زیستی در ارتباط با سکونت اقشار اجتماعی در شهر کرج است. داده و روش: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و مبتنی بر داده‌های آماری و مکانی حاصل‌شده از منابع رسمی مانند شهرداری کرج، مرکز آمار ایران و سازمان محیط زیست است. متغیر مستقل شامل سه مؤلفة پوشش سبز، تعداد روزهای با هوای پاک در سال و شاخص‌های بهداشت محیطی (رفتگران، مخازن پسماند، خودروهای حامل پسماند و غرفه‌های بازیافت) است. متغیر وابسته یعنی اقشار اجتماعی نیز در قالب شاخص اعتبار مسکن که حاصل‌ضرب قیمت مسکن در سرانه مسکونی است، معرفی شده است. داده‌ها با استفاده از نقاط متناظر با مرکز هندسی محلات، در محیط GIS پردازش شدند. برای تجزیه‌و‌تحلیل از ابزارهای تحلیل فضایی و نیز از روش‌های رگرسیون وزن‌دار جغرافیایی استفاده شده است.یافته‌ها: نشان‌دهندۀ آن است که همبستگی مثبت و قوی (تا 92/0) میان موقعیت اجتماعی و شاخص‌های محیطی وجود دارد. مناطق شمالی و مرفه‌نشین (مانند عظیمیه و جهانشهر) از فضای سبز، هوای پاک و خدمات بهداشتی بیشتری برخوردارند، در حالی که مناطق جنوبی و حاشیه‌ای (مانند کیانمهر و حصارک) در وضعیت محرومیت محیطی قرار دارند.نتیجه‌گیری: دوگانگی فضایی در بافت شهری کرج که به‌صورت تعداد محدود محلات برنامه‌ریزی شده در برابر تعداد زیاد محلات خودرو از اسکان غیررسمی مهاجران اقشار کم‌درآمد است به‌نحو روشنی در توزیع فضایی موهبت‌ها و عوارض محیطی نیز نمایان گردیده و باز توزیع منابع و بازآفرینی در بافت شهری را الزامی ساخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پیشران های ژئوپلیتیکی شهرهای بندری ایران با رویکرد سناریونویسی</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5599.html</link>
      <description>مقدمه: شهرهای بندری ایران به دلیل موقعیت راهبردی دریایی و ترانزیتی، نقش کلیدی در توسعه اقتصادی و ژئوپلیتیکی کشور دارند. با این حال، آینده این شهرها تحت تأثیر پیشران‌های متعددی قرار دارد که تاکنون به طور سیستماتیک شناسایی نشده است. هدف این پژوهش، شناسایی پیشران‌های ژئوپلیتیکی مؤثر بر آینده شهرهای بندری ایران و ارائه راهبردهای تجویزی مبتنی بر سناریونویسی است.داده و روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی-اکتشافی و با رویکرد آمیخته (کمی-کیفی) انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه با ۱0 نفر از نخبگان و صاحبنظران حوزه جغرافیای سیاسی، شهرسازی و اقتصاد جمع‌آوری گردید. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای تحلیل ساختاری MICMAC و سناریونویسی ScenarioWizard استفاده شد.یافته‌ها: پنج پیشران کلیدی به عنوان مهم‌ترین متغیرهای تأثیرگذار شناسایی گردید: (۱) ایجاد انگیزه در سرمایه‌گذاران، (۲) توسعه گردشگری دریایی-اقتصادی، (۳) مرکزیت شرکت‌ها و برندهای جهانی، (۴) کسب‌وکار متنوع، و (۵) نیروی پویای مرکزی و پذیرش جمعیت‌های مهاجر. بر اساس ترکیب حالت‌های این پیشران‌ها، هشت سناریو در سه گروه &amp;amp;laquo;شکوفایی اقتصادی&amp;amp;raquo; (مطلوب)، &amp;amp;laquo;ناکارآمدی دولت&amp;amp;raquo; (ایستا) و &amp;amp;laquo;تحریم‌های همه‌جانبه&amp;amp;raquo; (بحرانی) تدوین گردید. سرمایه‌گذاری به عنوان بحرانی‌ترین نقطه اهرمی شناسایی شد.نتیجه‌گیری: تحقق آینده مطلوب شهرهای بندری ایران مستلزم اتخاذ راهبردهای تهاجمی در جذب سرمایه، توسعه گردشگری دریایی، هوشمندسازی بنادر، دیپلماسی اقتصادی و یکپارچه‌سازی مدیریت شهری-بندری است. در غیاب این اقدامات، تداوم وضع موجود یا تشدید تحریم‌ها منجر به کاهش رقابت‌پذیری و حذف تدریجی ایران از شبکه ژئوپلیتیکی بنادر جهانی در یک دهة آینده خواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی شاخص‌های کیفیت زندگی شهری در بافت فرسوده شهری (مورد پژوهی: شهر اشنویه)</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5624.html</link>
      <description>مقدمه: امروزه با توجه به رشد شتابان شهرنشینی و افزایش فزاینده جمعیت شهرها، توجه به بافت‌های فرسوده که از سوی برخی متفکران از آن‌ها به عنوان ثروت پنهان شهرها یاد شده است، اهمیتی دو چندان یافته است. هدف این پژوهش ارزیابی شاخص‌های کیفیت زندگی در بافت‌های فرسوده شهر اشنویه می‌باشد.روش‌شناسی: روش تحلیل از نوع توصیفی&amp;amp;ndash; تحلیلی است. برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه‌ای و جهت بررسی وضعیت موجود محلات بافت فرسوده شهر اشنویه از روش میدانی و ابزار پرسشنامه استفاده گردیده است. پایایی تحقیق با استفاده از آلفای کرونباخ 702/0 تعیین گردید که مقدار قابل قبولی است. بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه 375 نفر تعیین گردید که با روش تصادفی در بین ساکنان بافت فرسوده(محلات 1، 4 و 5) به صورت طبقه بندی شده توزیع و نتایج با استفاده از با استفاده از آزمون T-test مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان داد که شاخص امنیت و شاخص اقتصادی به نسبت سایر ابعاد، در بین ساکنین بافت فرسوده شهر اشنویه در سطح بالاتری قرار داشته ولی مردم از سایر شاخص ها در مجموع رضایت چندانی نداشته به طوری که بیشترین نارضایتی مربوط به بعد کالبدی و زیست‌محیطی می‌شود.نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد کیفیت زندگی در اشنویه دارای الگوی نامتقارن است؛ ابعاد کالبدی و محیطزیستی در وضعیت ضعیف، و ابعاد اقتصادی و امنیتی در وضعیت مطلوب قرار دارند. این امر نشاندهنده ضرورت اولویت‌دهی به مداخلات کالبدی، مدیریت زیست‌محیطی، بهبود سلامت و توانمندسازی اقتصادی- اجتماعی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر اپلیکیشن‌های مکان‌مبنا بر مشارکت اجتماعی شهروندان در فعالیت‌های شهری و اجتماعی (مطالعه موردی: شهر مرودشت)</title>
      <link>https://jusg.uk.ac.ir/article_5677.html</link>
      <description>مقدمه: اپلیکیشن‌های مکان‌مبنا به‌عنوان بستری نوین برای بازتعریف تعاملات مدنی و تقویت تعلق به مکان، نقش فزاینده‌ای در ارتقای مشارکت اجتماعی شهروندان ایفا می‌کنند. با این حال، در شهرهای تاریخی و در حال توسعه، پتانسیل این فناوری‌ها اغلب به دلیل شکاف دیجیتال و استفاده ابزاری، به‌طور کامل شکوفا نشده است. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین کارکردهای اپلیکیشن‌های مکان‌مبنا (اشتراک‌گذاری اطلاعات، تعاملات، کشف و توصیه مکان‌ها، شبکه‌سازی محلی) و مؤلفه‌های مشارکت اجتماعی (آگاهی، تعامل، همبستگی و اقدام جمعی) در شهر مرودشت انجام شده است.داده و روش: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و داده‌ها از طریق پرسشنامه لیکرتی از ۳۸۴ شهروند بالای ۱۵ سال شهر مرودشت جمع‌آوری شد. با تأیید غیرنرمال بودن داده‌ها (p&amp;amp;lt;0.001)، از ضریب همبستگی اسپیرمن، آزمون تی تک‌نمونه‌ای، تی مستقل و تحلیل واریانس یک‌طرفه استفاده شد.یافته‌ها: قوی‌ترین همبستگی مربوط به بُعد &amp;amp;laquo;کشف و توصیه مکان‌ها&amp;amp;raquo; با &amp;amp;laquo;تعامل و شبکه‌سازی&amp;amp;raquo; (&amp;amp;rho;=0.850, p&amp;amp;lt;0.001) و &amp;amp;laquo;آگاهی محلی&amp;amp;raquo; (&amp;amp;rho;=0.823) بود. در مقابل، &amp;amp;laquo;شبکه‌سازی محلی&amp;amp;raquo; ضعیف‌ترین ارتباط را نشان داد (&amp;amp;rho;=0.462). میانگین تمامی ابعاد بالاتر از نقطه خنثی (۳) بود (p&amp;amp;lt;0.001). آزمون‌های مقایسه‌ای نشان داد که تفاوت معناداری بین دو جنس و گروه‌های تحصیلی مختلف وجود ندارد (p&amp;amp;gt;0.05). با این حال، ۸۵٪ شهروندان در سطح متوسط یا پایین سواد دیجیتال قرار دارند.نتیجه‌گیری: ارتقای مشارکت اجتماعی در مرودشت وابسته به گذار از &amp;amp;laquo;استفاده ابزاری&amp;amp;raquo; (مسیریابی) به &amp;amp;laquo;استفاده مدنی&amp;amp;raquo; (گزارش‌دهی، اقدام جمعی) است. برنامه‌ریزی‌های شهری باید با تمرکز بر تقویت سواد دیجیتال، طراحی ماژول‌های مشارکتی و تضمین پاسخگویی نهادی، بستر تبدیل تعاملات دیجیتال به همبستگی اجتماعی پایدار را فراهم سازند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
